عقد عمه مهشید ....
سلااام جوجوهای خوشملم ....
اومدم براتون بگم که روز سه شنبه شب عقد عمه مهشیدتون بود . البته عقد محضر ولی۲۵ همین ماه میخواد جشن عروسی بگیره توی تالار قوی سپید .
برای محضر هم مامانی جوجوهاشو مثل همیشه خوشگل و ترگل ورگل کرد و رفتیم واسه عقد . وقتی رفتیم دم خونه ی آقاجون . هانی جیگر که بالباسی که براش خریده بودم کلی ذوق میکرد ودوسش داشت گریه میکرد و از ماشین پیاده نمیشد میگفت نریم تو خونه بریم عقد

با این کارت مامانی رو کلی وقت تو کوچه نگه داشتی بعد از کلی دردسر از ماشین پیاده شدی و اومدی داخل

دیگه ساعت ۸ وقت محضر بود که همگی رفتیم و عمه مهشید هم به عمو مسعود بله رو گفت. انشالله که خوشبخت بشن
بزار جریان لباست رو هم بگم برات که وقتی میخواستم از کانال برات سفارش بدم لج کرده بودی میگفتی من اینو نمیخواد دامنش لخت و کوتاهه . زشته بپوشمش

با کلی کلک راضی شدی که سفارشش بدم ولی وقتی رسید دستمون اینقدر ذوقش میکردی که وقتی میپوشیدیش میگفتی مامان نمیشه با همین بخوابم
میگفتی مامان من فکر نمیکردم اینقدر باحال باشه خیلی دوسش دارم

این وسط فقط میخواستی مامانی رو اذیت کنی انگار

خوب دیگه جوجوهام اینم از عقد عمه مهشید ...
در آخر هم چندتا از عکسای شما رو برای عقد میزارم براتون
دوستون دارم زیااااااد. یادتون نره











اومدم براتون بگم که روز سه شنبه شب عقد عمه مهشیدتون بود . البته عقد محضر ولی۲۵ همین ماه میخواد جشن عروسی بگیره توی تالار قوی سپید .
برای محضر هم مامانی جوجوهاشو مثل همیشه خوشگل و ترگل ورگل کرد و رفتیم واسه عقد . وقتی رفتیم دم خونه ی آقاجون . هانی جیگر که بالباسی که براش خریده بودم کلی ذوق میکرد ودوسش داشت گریه میکرد و از ماشین پیاده نمیشد میگفت نریم تو خونه بریم عقد
با این کارت مامانی رو کلی وقت تو کوچه نگه داشتی بعد از کلی دردسر از ماشین پیاده شدی و اومدی داخل
دیگه ساعت ۸ وقت محضر بود که همگی رفتیم و عمه مهشید هم به عمو مسعود بله رو گفت. انشالله که خوشبخت بشن
بزار جریان لباست رو هم بگم برات که وقتی میخواستم از کانال برات سفارش بدم لج کرده بودی میگفتی من اینو نمیخواد دامنش لخت و کوتاهه . زشته بپوشمش
با کلی کلک راضی شدی که سفارشش بدم ولی وقتی رسید دستمون اینقدر ذوقش میکردی که وقتی میپوشیدیش میگفتی مامان نمیشه با همین بخوابم
میگفتی مامان من فکر نمیکردم اینقدر باحال باشه خیلی دوسش دارم
این وسط فقط میخواستی مامانی رو اذیت کنی انگار
خوب دیگه جوجوهام اینم از عقد عمه مهشید ...
در آخر هم چندتا از عکسای شما رو برای عقد میزارم براتون
دوستون دارم زیااااااد. یادتون نره









مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



عقد عمه مهشید ....
